نشسته ام و زندگی را
پشت دیوارهای خانه حدس می زنم
دریا را
که آرام و سنگین
به رودخانه می ریزد
و خاک را...
که سخت نزدیک است
بلد نیستم زنت باشم!
رهایم کن
آسمان به دست های تو وصل است
رهایم کن
قول می دهم بادبادکت باشم
نشسته ام و زندگی را
پشت دیوارهای خانه حدس می زنم
دریا را
که آرام و سنگین
به رودخانه می ریزد
و خاک را...
که سخت نزدیک است
بلد نیستم زنت باشم!
رهایم کن
آسمان به دست های تو وصل است
رهایم کن
قول می دهم بادبادکت باشم
("رود های بی خانه" به مرحله نهایی داوریهای هفتمین
دوره جایزه گام اول راه یافت)
خبرگزاری مهر
کد خبر: 2157760
فرهنگ و ادب > ادیبات ایران
6 اثر در بخش شعر جايزه گام اول رقابت میکنند
6 كتاب به مرحله نهایی داوریهای هفتمین دوره جایزه گام اول راه
یافتند.
به گزارش خبرگزاری مهر، در این دوره 6 اثر جواز حضور در مرحله
نهایی داوریهای هفتمین دوره جایزه گام اول را دریافت كردند. بر اساس اعلام
دبیرخانه جایزه گام اول، این 6 کتاب عبارتند از: «دیوارها كوتاه نیامدند» نوشته
یزدان تورانی، «رودهای بیخانه» نوشته صبا كاظمیان، «عقبگرد عقربهها» نوشته علی
كریمان، «نبض» نوشته سورنا جوكار، «چند ورقه مه» نوشته رضا جمالی حاجیانی، «سكوت
كاهگلی» نوشته رضا شیبانی اصل.
موسسه خانه کتاب در راستای بسط و گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی و
به منظور کشف استعدادهای درخشان، ایجاد بسترهای لازم و سمت و سو بخشیدن به فعالیت
فرهنگی و ارتقای فرهنگ مکتوب در جامعه و نیز معرفی و تشویق نوقلمان پدیدآور، جایزه
گام اول را در سال 1385 بنیان نهاد.
در جایزه گام اول، آثاری که سال گذشته به عنوان نخستین کتاب
پدیدآورشان منتشر شدهاند، مورد ارزیابی و داوری قرار میگیرند. هیچگونه محدودیت
سنی برای این جایزه وجود ندارد و تنها شرط شرکت یک اثر در آن این است که نخستین
کتاب پدیدآورندهاش باشد. آیین پایانی این دوره از جایزه گام اول در یزد برگزار
خواهد شد.
خواب دریا
رنگ چشم ها را عوض می کند
زن
قایقی می شود
پهلو گرفته در تخت
با دو بادبان سپید!
مرا نوازش کن
سفر
کنار تو تعریف دیگری دارد
معرفی مجموعه شعر " رودهای بی خانه " از صبا کاظمیان بوسیله ی فیض شریفی
- روزنامه نیم نگاه - شیراز
(این دفتر را به قول صبا«آموزگارلحظه های همیشه»،سیروس نوذری عنایت کرد.وقتی سیروس
کاری را تایید کند حتما چیزی در آن باید نهفته باشد.همان شعر اول
را که خواندم فهمیدم که این شاعر این کاره است؛«در این شهر دلتنگ/بازوان تو/میدان
تحریر بغض های من است.
شاید صبا هایکو سرا باشد مثل این؛« کلاغ ها /برشانه ی دهقان نشسته
اند/غروب گندم زار» ولی شعر شاعر ایرانی به خاطر ان که اغشته به تمهیدات ادبی
است،شاید هایکو گویی برایش سخت باشد.چون هایکو سرخاب سفیداب به چهره نمی مالد.مثلا
شاید اگر به صبا بگویید چرا در شعر کوتاه زیر حس آمیزی،مبالغه ،استعاره به کار
برده ای و آن را با هایکو "یکی ؟"کرده ای جواب سرراستی به تو ندهد.ببین؛«رویای آبی اش را/خزر خزر می گرید /میان تنگ بلور»به قول مولانا بحر را در کوزه ریخته؛گربریزی بحر را در کوزه ای /چندگنجد قسمت یک روزه ای؛شعر چند لایه است و تناسب های «آب،خزر ،تنگ»،«آبی» ایهام ایجاد
کرده است در حالی که رویای آبی حس آمیزی دارد.شاید به همین دلایل باشد که صبا در
کوته سروده های دیگر پای هایکو یا هایکو واره نایستاده است.مثل ؛«من از تو/وارث
سیب نیم خورده ی حوا شدم/در هیاهوی عقیم این باغ بی بار/ای اشتباه سرخ» باستان
گونگی در ترکیب های هیاهوی عقیم،اشتباه سرخ،سیب نیم خورده مشهود است.در این 42 شعر کوتاه می توان بیشتر مانور داد و در این باره باید
بیشتر گفت ولی فضای محدود دست مرا می بندد به نظر من باید صبا را بگذاریم کار خودش
را بکند