نشسته ام و زندگی را

پشت دیوارهای خانه حدس می زنم

دریا را

که آرام و سنگین 

به رودخانه می ریزد

و خاک را...

که سخت نزدیک است

بلد نیستم زنت باشم!

رهایم کن

آسمان به دست های تو وصل است

رهایم کن

قول می دهم بادبادکت باشم