از دفتر نقاشی ات
باد می آید
ومن
در جای خالی خورشیدهایش
ورق می خورم
نگاه می کنم
که کودکی ات
نشسته بر یک تاب
به ابرهای خانه گره خورده است
نگاه می کنم
که هر دو
با باد رفته ایم...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۷:۰ ب.ظ توسط صبا کاظمیان
|
صباکاظمیان