صدایم زدی

و من

از خواب آن پرنده پریدم 

که قصه های مادرم آن را

هر شب به خانه اش می رسانید!

 

صدایم زدی

و مادرم که بلد بود

پایان تمام قصه های دنیا را

جور دیگر بخواند

این بار

قبل از پرنده خوابش برد...