شعرهای صباکاظمیان

روزهایی که هرگز نمی آیند

از سرم بیرون نمی روند

نمی روند

که باد

لباس های روی بند را

به یادم 

بیندازد

و باران

شیشه های پنجره را لک کند!

نمی روند

و یک جای کار

همیشه می لنگد

آینده!

دیگر این حرف ها

از من گذشته است

ساعت را کوک میکنم رویاهایم بیدار شوند

و تنهاترین اتاق خانه را

به آن کسی که نیست

به آن کسی که هرگز نبوده 

نشان می دهم!

تو را در تمام روزهایی که نمی آیند

دوست داشته ام..

+ تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۲۲:۵۷ بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

«پریشان سالگی»سومین مجموعه شعر صبا کاظمیان است که شامل چهل و نه قطعه شعر سپید در 63صفحه ،توسط ناشر تخصصی شعر، فصل پنجم منتشر شده است. مجموعه ای که درحقیقت کامل کننده ی«رودهای بی خانه» می باشد. تاکید شاعر بر اندیشه ، عاطفه علاوه بر کردار عاشقانه ،مارا بیشتر به شناخت احساسی وتحلیل ویژگی ها در حوزه ی  آرمانی شاعر به عنوان یک زن رهنمون می کند.


ادامه مطلب
+ تاريخ سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۲۰:۱۱ بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

هر كه را دوست داشتم

آنقدر دوست داشتم

كه هرگز ندانست

قلبي كه درد نمي كند فراموش مي شود

هر كه را دوست داشتم

انقدر دوست داشتم 

كه با درد 

تنها شدم

+ تاريخ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۲۳:۲۱ بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

نديدنت آسان نيست

بايد براي بال هايم

قفسي دست و پا كنم

+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۰:۴۹ قبل از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

پريشان سالگي منتشر شد


براي دريافت پستي مي توانيد با اين شماره تماس بگيريد: ٦٦٩٠٩٨٤٧ فصل پنجم
(هزينه ي ارسال به تمام نقاط ايران رايگان است )

+ تاريخ یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۱:۱۴ قبل از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

آرزويي اگر داشتم

مي جنگيدم

پيروز مي شدم!

افسوس

دوران سربازي ام

در صلح مي گذرد

 

 

 

برچسب‌ها: شعر سپيد, شعر, شعر كوتاه, صبا كاظميان
+ تاريخ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۲۳:۸ بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

"دنیا که به آخر نرسیده"

فکر کنم مادر

گریه هایش را

برای آخر دنیا گذاشته است!

پنهانت کردم

مثل اولین نشانه ی پیری

پنهانت کردم 

و مرگ 

تنها تار مویی از سرم کم کرد

پنهانت کردم

و دانستم

دیوارهای جهان

از صدای گریه بلندترند

معشوق من!

برای داشتن اندوه

جهان جای امنی است

هیچ کس

جیب های عابری را

که می گذرد با چشم های سرخ 

نمی گردد

+ تاريخ دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۱۳:۶ بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

اين ابرها

مرا با خود به جايي نمي برند!

لاكپشتي وارونه ام

كه تماشاي آسمان را

ترجيح داده است

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ساعت ۱۲:۵۹ بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

به زودی_نشرفصل پنجم


برچسب‌ها: شعر سپيد, صباكاظميان, شعر كوتاه, عاشقانه, پریشان سالگی
+ تاريخ شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ساعت ۲۳:۴۳ بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 نگرانم نباش!

پيراهنت

تنم را از تنهايي دراورده 

و تاريكي

ديگر به چشم هايم عادت كرده است

تو هنوز هم

از حرف هايت مهربان تري

ومن

برهنه تر از آن

كه پنهانت كنم

 

 

+ تاريخ جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ساعت ۲۱:۷ بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |