شعرهای صباکاظمیان

 

آمدم که بمانم

راه مرا گذاشت و برگشت

حالا خیال سفر

پرنده ام نمی کند!

آه! رنگ های نو

که تنها به آن سوی پنجره می آیید

فصل از لباس های من کوچ کرده است

و من هر صبح

پوستم را عوض میکنم

 

_سلام

(سلام چه واژه ی زبری است

وقتی که بین گونه های من و

ته ریش تو اتفاق نمی افتد)

_چقدر خسته ای!

دلت هزار راه رفته است 

و از هر هزار راه به خانه برگشته

خانه...

آنجا که من تمام روز نشسته بوده ام

خانه...

آنجا که من در خیال تخت تو می خوابم
.
.
.

راه مرا گذاشته است و برگشته است....

 

 


برچسب‌ها: شعر سپید, عاشقانه
+ تاريخ سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 10:45 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

ديگر هيچ بوسه اي

لبهايم را به يادم نمي اورد

و رفتارم

مثل مرگ سالخوردگان عادي است!

تنها دستت را بردار

تا اين تنهايي بزرگ را

گردنت بيندازم

فردا

تو را براي هميشه

و هميشه را

براي تو ترك خواهم كرد

 

 

+ تاريخ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 11:3 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

تو زنده اي 

و من زنده مانده ام!

تنها

جهان

چشم فروبسته از ما...

 

 


برچسب‌ها: شعر سپيد, صباكاظميان, شعر كوتاه
+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 7:24 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

 

تأملی بر عناصر معنوی و صوری در مجموعه شعرهای صباکاظمیان

سلبی نازرستمی "منتقد ادبی و مدرس دانشگاه"

 

صبا کاظمیان شاعرجوانی ست که امروزها با دو مجموعه شعر"رودهای بی خانه"نشر فصل پنجم و"کوچ مرغابیان،دو برکه ی متروک"نشر هندزمدیا لندن صاحب نام و شهرت شده است. در مجموعه شعرهایش می توان تعریف درستی از شعر دید با همان مفاهیم ادبی، به گسترش احساسات عاطفی زن در محوریت اندیشه، زندگی،مرگ، گاهی توهم هم به شکل نمادینی پرداخته است...


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 11:28 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

اين گريه چيزي نيست!

دودي كه در چشم هامان رفت..

من سنگ گنجشك ها را 

به سينه مي زنم

كه اوازشان

كوچ كرده است

 

 

+ تاريخ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت 3:12 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

یک روز

برای تولدم

یک روز

برای بوسیدنم زنگ خواهی گذاشت!

ما بی صدا

از یاد می رویم

ما بی صدا

به یاد نمی آییم

 

+ تاريخ پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 1:14 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

انكه

تمام پل ها را

پشت سر خراب كرده

برگشتني است!

من ديده ام

كه مردها

رود رود

گريه می کنند

 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 2:36 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

خيلي چيزها

در جستجوي تو 

گم كردم!

كالبدم را هم بشكافي

دليل مردنم را

پيدا نمي كني

 

 


برچسب‌ها: صبا كاظميان, شعر كوتاه, شعر سپيد
+ تاريخ سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 9:52 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

جنگ تمام شد

و مرزها

همان جا كه بودند،ماندند


برچسب‌ها: صبا كاظميان, شعر كوتاه, شعر سپيد, جنگ
+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 0:21 قبل از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

 

چاره ي ديگري نيست

بايد كسي را

با تو اشتباهي بگيرم

و از هم اغوشي اش 

هرشب

اندوهي

به جمعيت جهان اضافه كنم

 

 

+ تاريخ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 4:55 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |