شعرهای صباکاظمیان

نگرانم نباش!
پيراهنت
تنم را از تنهايي دراورده 
و تاريكي
ديگر به چشم هايم عادت كرده است
تو هنوز هم
از حرف هايت مهربان تري
ومن
برهنه تر از ان
كه پنهانت كنم

+ تاريخ جمعه بیست و یکم آذر 1393ساعت 9:7 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

باد

نه می آید

نه می رود

آمدن

رفتن

تن باد است

این تویی که ایستاده ای

 

 

 
+ تاريخ شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 10:41 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

ان نشان پيروزي

پرنده اي بود

كه از دست هايمان پر زد

ما انگشت هايمان را

در خيابان از دست داده ايم

 

 

+ تاريخ شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 9:43 قبل از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

هيچ كس انقدر فقير نيست

كه رويايي نداشته باشد

و انقدر ترسو

كه با قايقي دروغ از اب درامده

سفر نكند!

اينگونه

من به سوي تو برگشتم...

 

 

+ تاريخ پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 8:31 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

دیگر از این اتاق

چیز زیادی نمی خواهم

موهایم را می گذارم 

زن دیگری به سرنوشتش اضافه کند

و این لوازم آرایش...

که زخم را زیبا نمی کنند!

آیینه را بردار

تا چهره ام را به یاد بیاورم

پرده را

کنار بزن

تا برگ ها

گاهی 

به یادم

بیفتند..

+ تاريخ شنبه سوم آبان 1393ساعت 3:6 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

آمدم که بمانم

راه مرا گذاشت و برگشت

حالا خیال سفر

پرنده ام نمی کند!

آه! رنگ های نو

که تنها به آن سوی پنجره می آیید

فصل از لباس های من کوچ کرده است

و من هر صبح

پوستم را عوض میکنم

 

_سلام

(سلام چه واژه ی زبری است

وقتی که بین گونه های من و

ته ریش تو اتفاق نمی افتد)

_چقدر خسته ای!

دلت هزار راه رفته است 

و از هر هزار راه به خانه برگشته

خانه...

آنجا که من تمام روز نشسته بوده ام

خانه...

آنجا که من در خیال تخت تو می خوابم
.
.
.

راه مرا گذاشته است و برگشته است....

 

 


برچسب‌ها: شعر سپید, عاشقانه
+ تاريخ سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 10:45 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

ديگر هيچ بوسه اي

لبهايم را به يادم نمي اورد

و رفتارم

مثل مرگ سالخوردگان عادي است!

تنها دستت را بردار

تا اين تنهايي بزرگ را

گردنت بيندازم

فردا

تو را براي هميشه

و هميشه را

براي تو ترك خواهم كرد

 

 

+ تاريخ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 11:3 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

تو زنده اي 

و من زنده مانده ام!

تنها

جهان

چشم فروبسته از ما...

 

 


برچسب‌ها: شعر سپيد, صباكاظميان, شعر كوتاه
+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 7:24 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

 

 

تأملی بر عناصر معنوی و صوری در مجموعه شعرهای صباکاظمیان

سلبی نازرستمی "منتقد ادبی و مدرس دانشگاه"

 

صبا کاظمیان شاعرجوانی ست که امروزها با دو مجموعه شعر"رودهای بی خانه"نشر فصل پنجم و"کوچ مرغابیان،دو برکه ی متروک"نشر هندزمدیا لندن صاحب نام و شهرت شده است. در مجموعه شعرهایش می توان تعریف درستی از شعر دید با همان مفاهیم ادبی، به گسترش احساسات عاطفی زن در محوریت اندیشه، زندگی،مرگ، گاهی توهم هم به شکل نمادینی پرداخته است...


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 11:28 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |

اين گريه چيزي نيست!

دودي كه در چشم هامان رفت..

من سنگ گنجشك ها را 

به سينه مي زنم

كه اوازشان

كوچ كرده است

 

 

+ تاريخ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت 3:12 بعد از ظهر نويسنده صبا کاظمیان |